شيرين زباني علي
ديشب خونه مامانم رفتيم . علي خيلي فضولي ميكرد همش وسايل آشپزخونه را دست ميزد . يكي از وسايل آشپزخانه را كه به آن پيله شده بوديم را بالاتر گذاشتيم كه دستش نرسه .
حالا علي آقا هم تلاش براي دستيابي به آن ... ما هم كه مطمئن بوديم دستش به آن نميرسه درگير كار شديم بعد مدتي علي آمد و رو به خاله فاطمه كرد و گفت : خاله ديدي از اول برداشتم ... همه خنديديم ... آخه منظور پسرم اين بود كه از آخر برداشتم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




شيرين زباني علي
